درود برکوروش بزرگ
وبلاگی برای زنده نگه داشتن یاد کوروش وحفظ گذشته متمدن ایران برای تمام پارسی زبانان
 
 

اینک که به یاری مزدا تاج سلطنت ایران، بابل و کشورهای چهارگانه را بر سر گذاشته ام اعلام میکنم که:
تا روزی که زنده هستم و مزدا پادشاهی را به من ارمغان میکند کیش و باور های مردمانی را که من پادشاه آنها هستم گرامی بدارم و نگذارم که فرمانروایان و زیر دستان من کیش و آیین و دین و روش مردمان دیگر را پست بدارند و یا آنها را بیازارند.


من امروز افسر پادشاهی را بر سر نهاده ام تا روزی که زنده هستم و مزدا پادشاهی را به من ارزانی کرده هرگز فرمانروایی خود را بر هیچ مردمانی به زور تحمیل نکنم و در پادشاهی من هر ملتی آزاد است که مرا به پادشاهی خود بپذیرد یا نپذیرد و تا هرگاه پادشاه ایران و کشورهای چهار گانه هستم نخواهم گذاشت کسی بر دیگری ستم کند واگر کسی ناتوان بود و بر او ستمی رفت من از او دفاع خواهم کرد و حق او را گرفته وبه او پس خواهم داد و ستمکاران را به کیفر خواهم رساند.
من تا روزی که زنده هستم نخواهم گذاشت کسی مال و اموال دیگری را با زور یا روش نادرست دیگری بدون ارزش واقعی از او بگیرد.
من اعلام میکنم هرکس آزاد است هر دین و آیینی را که میل دارد برگزیند و در هر کجا که میخواهد سکونت بنماید و هر گونه که معتقد است عبادت کند ومعتقدات خود را به جا آورد و هر کسب و کاری که میخواهد انتخاب نماید به شرطی که حق کسی را پایمال نکند و زیانی به حقوق دیگران وارد نسازد.
من اعلام میکنم هرکس پاسخگوی اعمال خود میباشد وهیچکس را نباید به انگیزه اینکه یکی از بستگانش خلاف کرده است مجازات کرد و اگر کسی از دودمان یا خانواده ای خلاف کرد تنها همان کس به کیفر برسد و با دیگران کاری نیست.
تا روزی که زنده هستم نخواهم گذاشت که مردان وزنان را به نام برده و کنیز یا نام های دیگر بفروشند این رسم زندگی باید از گیتی رخت بربندد.
از مزدا میخواهم مرا در تعهداتی که نسبت به ملت های ایران و ممالک چهارگانه گرفته ام پیروز گرداند.


ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 24 مهر 1392برچسب:, :: 10:39 PM :: توسط : karen

برد ماراتن را می توان یکی از مهم ترین نبرد های زمان سلطنت داریوش کبیر دانست که سرآغاز اتفاقات مهمی در رویارویی ایرانیان و یونانیان بود.یونانیان و به خصوص هرودوت درباره ی این جنگ تحریفات بسیاری کرده اند و موفقیت خود را به طور اغراق آمیزی جلوه داده اند که در ادامه به شرح نوشته های هرودوت می پردازیم.

اما نبرد ماراتن به چه علت روی داد و آغاز گر اصلی جنگ ها ی امپراطوری شکوهمند هخامنشیان و یونانیان کدام طرف بود؟

 

جریان مربوط به فتوحات داریوش کبیر در مستعمرات یونانی ها می شود . داریوش کبیر بخشی از مستعمرات یونانی ها را تحت قلمرو و فرمان خود درآورد و آن ها مطیع حکومت مرکزی ایران شدند و به نشان این اطاعت آب و خاک تقدیم کردند( در گذشته به نشانه اطاعت و فرمانبرداری هر شهر از یک حکومت مقداری از آب و خاک آن شهر یا منطقه را تقدیم می کردند). نحوه انتخاب حاکم برشهر های یونانی از طرف ایرانیان به این گونه بود که هر شهر یک حاکم داشت. و این امر امکان برقراری ارتباط آسان تر آن ها را با آسیای صغیر فراهم می کرد. همانطور که در تاریخ هم ذکر شده داریوش هیچ گاه قصد تسخیر یونان را نداشت چون فتح آن را بی فایده می دانست زیرا نه منابعی داشت وکشوری نیمه کوهستانی و جزیره ای وبسیار دور بود.

در جریان فتح مستعمرات یونان افراد یونانی هم به شاه کمک می کردند از جمله مهم ترین آن ها هیس تیه حاکم می لِت بود. او در موقع قشون کشی داریوش به سکائیه خدماتی را در دانوب به وی کرد و البته خدمات وی به خاطر کسب مقام بود .داریوش در ازای خدمات او محلی را در کنار رود ستریمون در تراکیه به نام میرسین به او اعطا کرد. او پس از مدتی در آن جا شروع به ساخت استحکامات کرد و بغابوخش فرمانده قشون ایرانی داریوش را از نیات شوم او آگاه ساخت. از این رو داریوش هیس تیه را از مقامش خلع و داماد او آریستاگر را حاکم می لت و میسرسین کرد.و به علت اهمیت یافتن مستعمرات یونانی برادر خود ارتافرن را والی لیدیه کرد و اُتانس پسر سی سام نس را رئیس قشون آن جا.

بحث را خلاصه می کنم . آریستاگر با مشاهده شکوه و عظمت امپراطوری هخامنشیان و ثروت ها ی فراوان آسیا در سخنرانی هایی پر حرارت یونانی ها را به تسخیر و فتح آسیا تحریک می کند و از منابع بی دریغ آسیا برای آن ها می گوید و آتنی ها نیز به او کمک می کنند و دیگر مستعمرات یونانی را مانند قبرس و کاریه را تحریک کرده و آن ها را برعلیه حکومت مرکزی شورانده و آن ها اعلام استقلال می کنند و به سارد یکی از مهم ترین شهر های هخامنشیان حمله می کنند. به علت کمبود سپاه بر آن چیره می شوند و شهر را به آتش می کشند . داریوش از این کار بسیار خشمگین می شود و اتانس و داماد خود و چند فرمانده دیگر را مامور به باز پس گیری این ایالات می کند و ایرانی ها توانستند تمام شهر های از دست رفته را پس گرفته و با سقوط می لت و قتل هیس تیه شورش ها را بخوابانند.اطرافیان داریوش پیوسته این واقعه را به داریوش یاد آوری می کردند و او را برای حمله به یونان تحریک می کردند. داریوش برای تنبیه یونانی ها و آتنی ها سپاهی را به سمت یونان می فرستد . شاید اولین اشتباه داریوش این بود که به خاطر شناخت کم از یونانی ها و عدم شناخت منطقه، سپاه کمی را به سمت یونان فرستاد و این امر باعث وقوع آن عقب نشینی و ضربه شد. در هر حال سپاه ایران به سمت یونان رفت و در منطقه ای به نام ماراتن کشتی ها لنگر انداختند. ابتدا توضیحی در مورد جغرافیای دشت ماراتن می دهیم : «خلیج ماراتن دریای باریکی است که به طرف جنوب امتداد یافته و دماغه ای ازطرف شمال به درون خلیج مزبور دویده . در مقابل آن دشتی است به طول نه کیلومتر و به عرض دوکیلومتر . در اطراف این خلیج باتلاق هایی است . و در طرف غرب تپه هایی است از سنگ. »۱ ( اران باستان –ص ۵۶۲ ). یونانی ها پس از این که متوجه حضور ایرانی ها در ماراتن شدند خود را به آن جا رساندند.

از این جا به بعد را از زبان هرودوت بیان می کنیم و بعد صحت و درستی گفته های او را بررسی می کنیم.

هرودوت می گوید:‌ «‌ سپاه یونان ۱۰ فرمانده داشت و فرماندهان با هم شور کردند که جنگ کنند یا این که تسلیم ایرانی ها بشوند. رای گیری کردند و رای ها برابر آمد و آخر سر با استفاده از یک روش یونانی (نوعی قرعه کشی ) یکی از سرداران را انتخاب کردند که نظر او برابر یک فرمانده ارشد می شد و سرنوشت جنگ را معلوم می کرد. و او به تحریک یاران رای به جنگ داد.» هرودوت و دیگر مورخین یونانی در جای دیگر به تعداد سربازان ایرانی اشاره می کند که تعداد آن ها قریب به ۲۰۰ هزار سواره نظام و ۱۰هزار پیاده نظام است که در ۶۰۰ کشتی بوده اند.

شرح جنگ از زبان هرودوت به طور خلاصه وار این گونه نقل شده است که پس از آغاز جنگ سپاهیان ایرانی پیشروی کرده و پس از مدتی قلب سپاه یونان را در هم کوبیده و سپاه یونان را به دو قسمت کرده اند . اما پس از مدتی و با مقاومت یونانی ها آن ها توانستند قلب سپاه را باز یابند و به سمت پارسیان حمله کرده و ان ها را وادار به عقب نشینی کنند و پارسیان فرار کرده و سوار برکشتی ها شده و گریختند و ۷ کشتی آن ها هم به دست یونانی ها افتاد. سربازان یونانی باور نمی کردند که توانسته اند بر ایرانی ها پیروز شوند . ازاین رو یکی از سربازان مسافت میدان جنگ تا آتن را دوید تا خبر این پیروزی را به مردم بدهد و پس از رسیدن او به آتن و اعلام خبر پیروزی به علت فشار و خستگی زیاد جان سپرد. از این رو به پاسداشت این سرباز یونانی، مسابقه ی دوی ماراتن به یکی از رشته های ورزشی المپیک یونانی ها اضافه شد.

چگونگی نوشته های هرودت

آن چه خواندید خلاصه شده گفته های او درمورد این جنگ بود که ما از ذکر نام ها ی بسیار و گیج کننده و جزئیات بی فایده آن صرف نظر کردیم .ابتدا لازم به ذکر است تا توضیحی در مورد آرایش سپاهیان در گذشته بدهیم. در گذشته اغلب سپاه های منظم دارای پنج بخش بودند. و هر بخش حداقل یک فرمانده داشت. این پنج بخش عبارتند از :

۱- طلایه یا بخش جلویی سپاه که اغلب سواره نظام و سربازان ماهر در آن قسمت قرار می گرفتندو نقش خط شکن را داشتند.

۲- عقبه که بخش انتهایی سپاه را تشکیل می داد

۳- قلب که بخش مرکزی سپاه بود و در سپاه ایران محل قرار گیری سپاه جاویدان داریوش بود.

۴- میمنه که سمت راست سپاه را تشکیل می داد.

۵- میسره که بخش سمت چپ سپاه را تشکیل می داد.

با توجه به گفته های خود هرودت و همچنین بسیاری از مورخین دیگر تعداد کشتی های ایرانی ها ۶۰۰ تری مل ( نوعی کشتی جنگی قدیمی) بوده است. با توجه این تعداد کشتی، تعداد سپاهیانی که هرودوت ذکر کرده بسیار اغراق آمیز است. زیرا این ۶۰۰ کشتی تنها برای سربازان نبوده بلکه حامل مقدار زیادی آذوقه و تجهیرات سپاهیان و اسب بوده است. پس ۶۰۰ کشتی گنجایش این همه نفر و تجهیزات و اسب و… را نداشت. از این رو عده ای از مورخین تعداد درست سپاهیان را حساب کرده اند. و این طور نوشته اند :« گروندی ، ۴۰هزار نفر بیان کرده است ، ‌مُن رُ ۲۵هزار پیاده و هزار سوار ، ادوارد می یر که در تاریخ عهد قدیم متبحر و متخصص بود،‌از پیاده و سوار ۲۰هزار نفر سخن می گوید.»۲( ص۵۶۲ ). تعداد سپاهیان یونانی ها را نیز هرودوت ذکر نکرده ولی ژوستن و پلوتارک یازده هزار نفر ذکر کرده اند.

اما در بحث خود جنگ و چگونگی آن می توا ن گفت که بخش اعظمی از گفته های هرودوت از طرف مورخین رد شده است. با توجه به مدارک اصل جریان این طور بوده است که هر دو طرف مایل به جنگ نبوده اند و چندروز در مقابل هم صف آرایی کرده اند. یونانی ها به دلیل تفاوت نظرات و ایرانی ها هم میلی به جنگ نداشتند زیرا بعضی از یونانی ها قول باز گشایی و تسلیم آتن را به آن ها داده بودند و آن ها منتظر نتیجه بودند .اما پس از آغاز جنگ در گیری شدیدی بین طرفین روی می دهد و با وجود این که یونانی ها در تپه ها بودند اما ایرانی ها پیشروی می کنند و قلب سپاه را در هم می کوبند. اما مورخین علت این که ایرانیان نتواستند پیشروی بیشتری کنند را این چنین بیان کرده اند که قوی ترین بخش سپاه ایران سپاه جاویدان بوده است که در قلب بوده و از این رو پیشروی زیادی کرده و قلب سپاه یونان را نابود می کند ، اما چون طرفین سپاه نتوانستند خود را به سپاه جاوید برسانند ایرانیان قلب را از دست داده و سپاه یونان دوباره خود را بازیابی کرده است. اما در مورد عقب نشینی ایرانیان نیز می توان این طور گفت که این عقب نشینی، فرار نبوده است بلکه یک سیاست جنگی بود است.گویا در حین جنگ به فرماندهان ایرانی خبر می دهند که آتن خالی از سرباز شده است ،‌از این رو آن ها تصمیم به عقب نشینی از این میدان کرده و قصد حرکت به سوی آتن را به وسیله کشتی ها و از راه آبی داشته اند. شواهد نشان می دهد که اگر بنا به گفته هرودوت سپاه یونان بر ایرانیان چیره شده بودند ، در نتیجه پس از عقب نشینی آن ها باید به دنبال آن ها می رفتند و همه آن ها را به دریا می ریختند که این طور نشده است و یا حتی تعدادی را اسیر می کردند. آن طور که او گفته است ،‌ سپاه ایران سوار بر کشتی شده اند و سوار کشتی کردن آن تعداد اسب و نفرات نیاز مند نظم و زمان زیادی است و اگر یونانی ها در تعقیب ایرانی ها می بودند آن ها نمی توانستند به طور کامل سوار کشتی بشوند. و آن ۷ کشتی را هم که به غنیمت گرفته اند هم مربوط به کشته شدگان در جنگ می باشد که خالی مانده است. از این رو کل صحبت ها ی هرودوت در این مورد رد شده است. این تناقضات در صحبت های هرودوت و دیگر مورخین عهد قدیم باعث شده تا مورخین نوشته های وی را بیشتر به افسانه و داستان های حماسی تشبیه کنند تا تاریخ مستند . چنان که نی بور (از مورخین برجسته عصر جدید) می گوید: «‌نوشته های یونانی ها راجع به این جنگ و جنگ های دیگر ایران با یونان به شعر و افسانه گویی و داستان سرایی از تاریخ نویسی شبیه تر است. » ۳ (ص ۵۶۳) . پس می توان فهمید که ایرانیان در این جنگ شکست نخورده اند و علت این که یونانی ها بر ایرانی ها چیره شده اند را میتوان خواست خود ایرانی ها دانست. احتمالا پس از پیشروی سپاه ایران خبر تخلیه آتن را فهمیده اند و بخش اعظمی از سپاه را عازم کشتی ها کرده اند و بخشی از سپاه را موقتا نگه داشته اند تا یونانیان را سرگرم کنند و سپاه بتواند وارد کشتی ها شود و علت بازیابی قلب سپاه یونان به این علت بوده که از ایرانیان سپاهی باقی نمانده بوده و اکثرا عازم کشتی ها بوده اند و و آن عده کم هم به جای آرایش تهاجمی از آرایش تدافعی استفاده کرده اند. تا آن ها را سرگرم کنند. و پیروز واقعی در این جنگ ایرانیان بوده اند. و آن سربازی هم که از ماراتن عازم آتن بوده خبر حمله ی سپاه پارس را به آتن می برده ، نه خبر پیروزی آن هارا. با این وجود نقاط گنگ بسیاری در مورد این جنگ وجود دارد که امید داریم این حقایق و وقایع بیشتر روشن شود.


ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 24 مهر 1392برچسب:, :: 10:35 PM :: توسط : karen

آیت‌الله مصباح یزدی در پاسخ به نامه نماینده زرتشتیان در مجلس شورای اسلامی نوشت: ستایش شخصیت‌های بزرگی که در میان اجداد ما بوده‌اند به خاطر ویژگی‌های ارزشمندی که داشته‌اند، در واقع احترام به آن صفت و خصلت ارزنده است.
در پی سخنرانی حضرت آیت‌الله مصباح یزدی در هجدهمین نشست کشوری دفتر پژوهش‌های فرهنگی که با موضوع «عزت ملی در پرتو انقلاب اسلامی» ایراد شد، (از اینجا بشنوید) اسفندیار اختیاری، نماینده زرتشتیان در مجلس شورای اسلامی طی نامه‌ای گلایه‌آمیز، ضمن تذکر پاره‌ای افتخارات تاریخی ایرانیان، نسبت به سخنان آیت‌الله مصباح انتقاد کرد.

از آنجا که نامه آقای دکتر اختیاری در برخی مطبوعات و سایت‌ها منتشر شده ‌است، لازم دانسته شد تا پاسخ آیت‌الله مصباح نیز برای روشن شدن اذهان عمومی از این طریق منتشر شود:

به نام خدا

جناب آقای دکتر اسفندیار اختیاری،

نماینده محترم زرتشتیان در مجلس شورای اسلامی؛

با احترام، ضمن تشکر از نامه گلایه‌آمیز شما درباره تعبیری که در گفتار اینجانب به کار رفته بود به استحضار می‌رسانم:

اینجانب بر حسب آموزه‌های اسلامی به همه ادیان توحیدی احترام  می‌گزارم و وجود بعضی از عقاید یا آداب نامطلوب در بعضی از آنها را مانع این احترام نمی‌دانم؛ چنان‌که در میان فرقه‌های منسوب به اسلام هم انحرافاتی وجود دارد که نمی‌توان آنها را موجب خدشه در اصل اسلام دانست.

اما عرایض بنده در سخنرانی مورد اشاره شما ناظر به این مطلب بوده است که ما یک بار از شخصیت‌های بزرگی که در میان اجداد ما بوده‌اند یاد می‌کنیم و آنان را به خاطر ویژگی‌های ارزشمندی که داشته‌اند، می‌ستاییم. این کار در واقع احترام به آن صفت و خصلت ارزنده است، و طبعاً نسبت به شخصیت‌های دیگری که از نیاکان ما هم نبوده‌اند، انجام می‌دهیم. چنان‌که حاتم طائی را به جهت جود و سخاوتش می‌ستاییم.

و یک بار ملاک ارزشگذاری را کشورگشایی و توسعه قلمرو حکومت می‌دانیم و کسانی را به جهت سعی در توسعه «وطن قراردادی» می‌ستاییم، و ایشان را به عنوان قهرمان ملی ستایش می‌کنیم؛ این کار مبنای عقلائی ندارد. چنان‌که وسعت این وطن در طول تاریخ ثابت نبوده و از باب نمونه زمانی کشور عراق فعلی جزئی از وطن ما بوده و تیسفون (مدائن فعلی) پایتخت پادشاهان ساسانی بوده است؛ در صورتی که ما نمی‌توانیم در این زمان برای حاکمانی مانند صدام احترام قائل شویم، به صرف این‌که حاکم کشوری بوده‌اند که زمانی جزئی از وطن ما به شمار می‌رفته است.

و یک بار ما به وطن و هم‌وطنان خودمان می‌بالیم از آن جهت که جویای حقیقت بوده‌اند و پس از شناختن حقانیت اسلام با آغوش باز استقبال کرده و حتی بهتر از زادگاه خودِ اسلام از آن حمایت کردند. این افتخار به هیچ روی قابل مقایسه با دو وجه قبلی نیست.

ما باید به وطن قراردادی فعلی هم به سبب بهترین حمایت و فداکاری از حقیقت ارج بنهیم و در مقام دفاع از آن کوتاهی نکنیم؛ و این خصلت حق‌جویی و پیروی از حق ارزشی است که توجیه عقلانی دارد و قابل مقایسه با دو وجه دیگر افتخار نیست.

در پایان مجدداً تکرار می‌کنم که ما برای همه اقلیت‌های مذهبی، مخصوصاً زرتشتیان احترام قائلیم و اینجانب شخصاً‌ بارها از نمونه‌های برجسته راستگویی و درستکاری ایشان، به خصوص آنچه در شهر خودمان (یزد) شاهد بوده‌ام، یاد و ستایش کرده‌ام.

نامه اسفندیار اختیاری، نماینده ایرانیان زرتشتی به شرح زیر است:

به نام دانای یزرگ هستی بخش

جناب آقای آیت الله محمد تقی مصباح یزدی

نماینده محترم مردم تهران در مجلس خبرگان رهبری

با درود فراوان

احتراما، بدینوسیله ضمن انتقاد معنادار به سخنان اخیر جنابعالی در مجتمع فرهنگی یاوران مهدی(عج) و منسوب کردن «پدران خود به آتش پرستی» که سبب آزرده خاطر شدن ایرانیان شده است، یادآوری می نمایم. افتخار ایرانیان این است که در درازنای تاریخ یکتاپرست و پرستنده خداوند یکتا و بی همتا بوده اند. ایرانیان همچنین بر اساس آموزه های الهی خود، ارزش های انسانی و انسانیت را نیز همواره در سرلوحه کاری خود قرار داده اند.

در تاریخ یک کشور فرازها و فرودهایی وجود داشته که خوشبختانه در این کشور اهورایی سهم افتخارات در تمدن سازی، بسیار بیش از دیگر سهم های آن بوده است. ایرانیان با کشف و شناختن آتش، این فروغ اهورایی و عنصر با ارزش، آغاز کننده عصر تمدن و پدید آورنده تحولات عظیم در زندگی بشر بوده اند و با نگهداری، آن را به جهانیان عرضه کردند که این یک افتخار غیر قابل انکار ایرانیان است.

همانگونه که جنابعالی در سخنان خود به خوبی بیان داشته اید «نباید هر هدفی را با هر وسیله ای بدست آورد» و اینجانب نیز به آن باور دارم.

در شرایطی کنونی کشور، همه گروه ها، ادیان، اقوام و نژادها نیاز به همدلی و همراهی دارند، نکته ای که بارها در سخنان ارزشمند مقام معظم رهبری نیز بدان تاکید شده است. اینگونه اظهار نظرها که شائبه رسیدن به اهداف سیاسی خاص را در بر دارد و در این راه بدیهیات تاریخ این کشور پرافتخار را به زیر سئوال می برد، به هیچ عنوان به صلاح نمی باشد.

مطالب مرتبط:


ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 24 مهر 1392برچسب:, :: 10:31 PM :: توسط : karen

سال مقاومت نیروهای میهنی در ایران در برابر استعمار فرهنگی عرب

زمانیکه ایران، پس از ۱۳۰۰ سال فرمانروائی در پهنه های جهان، بدست بادیه نشینان تازی از پای در آمد، تاریکی دهشتناکی به تمام دیار آن رخنه کرد، در نخستین سده آن دوران سیاه، خود برتر انگاری تازیان پیروز و تحقیر روزانه ایرانیان به بالاترین مرزهای خود رسیده بود. سرداران عرب مانند حجاج بن یوسف، یزیدبن مهلب و قتیبه دهها هزار ایرانی را قتل عام کرده بودند. گرفتن مالیاتهای سنگین همگانی و مالیاتهای سرانه ویژه بنام « جزیه » از کسانی که از ننگ پزیرفتن آئین تازیان سرباز زده بودند کمر ایرانیان را شکسته بود.
تازیان نژاد پرست نیمی از کارمزد روزانه دهقانان ایرانی را که آنها را « موالی » می نامیدند نصیب خود کرده بودند و آنها را پیاده در حالیکه خود سوار بر اسب یا شتر بودند به جنگهای گوناگون برای تسخیر ملل دیگر میبردند. پارسی گوئی را تحقیر میکردند و ایرانیانی را که به عربی گفتگو نمیکردند « عجم » بچم «گنگ» لقب داده بودند. تازیان تمام مشاغل مهم اداری را با اینکه هیچگونه اطلاعی از آن نداشتند نصیب خود کرده بودند. تاریخ دان ابوالفرج اصفهانی درباره تحقیر بیش از مرز ایرانیان می نویسد «زمانی که زنی عرب با مرد ایرانی ازدواج کرد حاکم مدینه ماموری فرستاد و آن زن را ناگزیر کرد که از شوهرش طلاق بگیرد. سپس فرمان داد به آن مرد دویست تازیانه زدند که بمیرد».


ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 24 مهر 1392برچسب:, :: 10:28 PM :: توسط : karen

به نام خداوند جان و خرد

 

کز آن برتر اندیشه برنگذرد

 

به کوروش به آرش به جمشید قسم

 

به نقش و نگار تخت جمشید قسم

 

که ایران همی قلب و خون من است

 

گرفته ز جان از وجود من است

 

بخوانیم همه این جمله در گوش باد…

 

چو ایران نباشد تن من مباد

 

بدین بوم و بر زنده یک تن مباد…


ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 24 مهر 1392برچسب:, :: 10:22 PM :: توسط : karen

روزی زنی خدمت کوروش امد وگفت:من عاشق شما هستم وبامن ازدواج کن

 

کوروش کبیر به او این چنین گفت:من برادری دارم که از من  زیبا تر است و او پشت سر شما ایستاده است با او ازدواج کن

 

زن از همه جا بیخبر پشت سرش را نگاه میکند وکسی را نمیابد

 

کوروش به او می گوید:اگر واقعا مرا دوست داشتی وعاشقم بودی پشت سرت را نگاه نمیکردی....


ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 24 مهر 1392برچسب:, :: 10:22 PM :: توسط : karen

هرگز نخواب کوروش

دارا جهان ندارد، سارا زبان ندارد

بابا ستاره ای در هفت آسمان ندارد

کارون ز چشمه خشکید، البرز لب فرو بست
حتی دل دماوند، آتش فشان ندارد
دیو سیاه دربند، آسان رهید و بگریخت
رستم در این هیاهو، گرز گران ندارد

روز وداع خورشید، زاینده رود خشکید
زیرا دل سپاهان، نقش جهان ندارد
بر نام پارس دریا، نامی دگر نهادند
گویی که آرش ما، تیر و کمان ندارد

دریای مازنی ها، بر کام دیگران شد
نادر، ز خاک برخیز، میهن جوان ندارد

دارا کجای کاری، دزدان سرزمینت
بر بیستون نویسند، دارا جهان ندارد

آییم به دادخواهی، فریادمان بلند است
اما چه سود، اینجا نوشیروان ندارد

سرخ و سپید و سبز است این بیرق کیانی
اما صد آه و افسوس، شیر ژیان ندارد

کو آن حکیم توسی، شهنامه ای سراید
شاید که شاعر ما دیگر بیان ندارد

هرگز نخواب کوروش، ای مهر آریایی
بی نام تو، وطن نیز نام و نشان ندارد


ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 24 مهر 1392برچسب:, :: 10:20 PM :: توسط : karen

دوستان  کسی هست در سامان دهی وبلاگ به من کمک کنه؟

اگه هست برام پیغام بزاره ممنون


ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 24 مهر 1392برچسب:, :: 10:12 PM :: توسط : karen

فرمان دادم بدنم را بدون تابوت ومومیایی به خاک سپارند
تـا تـکــه تـکــه ی بـدنـم قـسـمـتـی از خـاک ایـران شــود
 
منم کورش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه توانمند، شاه بابـِل، شاه سومر و اَکـَد…، شاه چهار گوشه ی جهان
  
 
من برای صلح کوشیدم
 
  باران باش و ببار و نپرس کاسه های خالی از آن کیست

ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 24 مهر 1392برچسب:, :: 10:5 PM :: توسط : karen

سلام به همه طرفداران زرتشت وکوروش کبیر من طی این مدت مشکل داشتم و به وبلاگم نرسیدم انشالاه از این به بعد مطالب گوناگونی درباره کوروش میگزارم


ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 24 مهر 1392برچسب:, :: 10:1 PM :: توسط : karen
درباره وبلاگ
به وبلاگ من خوش آمدید.
آخرین مطالب
نويسندگان
پيوندها

تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان درود برکوروش کبیر و آدرس farhovar.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.







نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

<-PollName->

<-PollItems->

خبرنامه وب سایت:





آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 9
بازدید دیروز : 1
بازدید هفته : 23
بازدید ماه : 23
بازدید کل : 6983
تعداد مطالب : 61
تعداد نظرات : 9
تعداد آنلاین : 1



Alternative content